« بارون … خیابون »

« بارون … خیابون »

خیابونا چقد لیزن هوابدجوری دلگیره

داره میباره بی وقفه دلم آروم نمیگیره

از اشک چشم من امشب خیابونا پر از آبن

چشام تا صبح بیدارن ولی چشمای تو خوابن

کجای آسمون صافه ؟ *من از دست تو دلگیرم

چقد درکم واست سخته ! نباشی بی تو میمیرم

دلم تنگه بدون تو چراغ مردنم سبزه

فقط یک چیز میفهمم اونم تکرار این نبضه

میترسم رعد آه من بگیره ابر چشماتو

فقط یک چتر میخوامو کنار من ، قدمهاتو

زمین لیزه ، هوا سرده چشام بارونی و خونه

تو تنها سر پناهم باش تو این دنیای ویرونه

* = استاد عبدالجبار کاکایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: