عشق مهتابی

سر بذار رو دامن من    ای تو تنها همدم من
خستگی رو در بدر کن  توی بستر تن من
میخوام آسوده بخوابی  فارغ از خیال و کینه
میدونی ریشه دوونده  عشق تو تو عمق سینه
باورم کن ای بهانه  واسه زندگی و مستی
با وجود تو نمیخوام  همه دنیا همه هستی
تویی مهتاب شبانه      تویی بزم عاشقانه
از تو مد میگیره دریا  میرسه تا بیکرانه
ازخدا میخوام که باشی    تو همیشه دلبرمن
شب و روز تا آخر عمر      بمونی همسفر من

از این نویسنده بیشتر بخوانید: