آرزو

از این بیراهه ی تاریک تو ترسیدی .نترسیدم
از اینکه با همیم حتی تو رنجیدی. نرنجیدم
میدونستم اگه باشی تموم دنیا خورشیده
تو تنهایی منم تنهام با کلی حرف نشنیده
همیشه آرزوم بوده پناه بی کسیم باشی
یه تصویر باشی از رویا دوای خستگیم باشی
اگه بارون بیاد امشب بباره رو تن خستم
زیر چتر تو میشنم میزاری دست روی دستم
همش فکر میکنم هستی الان چند ماه و چند ساله
همش خوابه همش رویاس همش خوشبینی فاله

از این نویسنده بیشتر بخوانید: