بازی های عروسکی

از تموم لحظه های روزگار کودکی

بسته شد پرونده بازی های عروسکی

همه رویاها سرابن توی خواب

وقت آرزوی ناب کسی نمی بینه شهاب

کوچه های پرهیاهو خالی از صدای خنده

بازیگوشی یه بچه شده کشتن پرنده

سوختن کتاب اول جای رسم یادگاری

شور و شوق ذهن پوچ خونه های این حوالی

دیگه برگه های هرزه کابوس نمره ندارن

واسه امضای معلم ترسی تو دل نمی کارن

گریه و سرفه بچه شده مدرک مریضی

که بده اجازه مادر واسه مدرسه گریزی

چوب و ترکه پدرها شده اسکناس آبی

ممکنه امیدی باشه به یه نمره حسابی

دیگه برپا شدنا هم شده مختومه به برجا

اگه این باشه زمونه کی می خواد بسازه فردا

دیده می شه یه عروسک آویزون از یه بلندی

کی می سازه باز عروسک دیگه از رخت پرندی ؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • كار خوب بود؛ كمي بي وزني احساس كردم؛ موفق باشي @};-
    • با درود مجید جان ممنون از حسن نظرتون اما ای کاش اون جاهایی که فرمودین وزن خارج شده رو مشخص می کردین چون من برای ریتم وزنی کارام وسواس دارم حتی بیشتر اوقات تعداد هجا هارو هم شمارش می کنم که از کوک خارج نشن رویه ی ابیاتم. با سپاس @};-