اولین ترانه

غصه های من از چشمات شروع میشه 

چشم هایی که بجای مردمک سنگ داره

یه نیروی عجیبی توی چشمات هست

که فقط شبیهشو یه تیکه سنگ داره

توجه نمیکنی پا رو قلب کی میذاری

میشکنی قلب شیشه ایمو که روبه روته

بازی نکن با احساس کسی که همیشه

ارزوش بودن به جای اینه ی روبه روته

خسته شدم از تو از خودم از همه

از همیشه منتظر بودن توی زندگیم

مجال بده صبر کن نفس تازه کنم

خفه کرده بغض راه تنفس زندگیم

میخوام شروع کنم زندگیمو بی تو

بی تو اسم این غالب زندگی مردن میشه

سهم من از بودنت همیشه درد و رنج بوده

تلخه وقتی میگی زندگیت بی من بهتر میشه

سخته بگذرم ازحسی که به تو دارم

سخته تظاهر کنم به خنده وقتی دلم غمگینه

چاره ای بجز رفتن نمی بینم وقتیکه

جای منو نرفته عشق جدید میگیره

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: