یه روز از دست خوم می میرم…

دنیا هِی دور سرم می چرخه

داره غم میباره از دور و برم

هرچی که میکشم از همونه که

نمیدونم چه گلی زد به سرم

یه چیزایی بینمون گذشته که

پیش من دست تو رو  روو کرده

فکرشو که می کنم غیر از من

کی تو رو اینجوری پررو کرده؟!

دیگه حتی از خودم بدم میاد

زندگیم هرچی که هس تکراره

حتی هیشگی نیس به این بچه بگه:

باید از زندگی دَس برداره

از همون بچگی توو کابوسام

خیلی از تنهایی می ترسیدم

یکی اون روزا رو برگردونه

لااقل هیچی نمی فهمیدم

یکی دستای منو گرفته و

یکی دستای منو رد کرده

قراره یکی بِهِم بد بکنه

یکی قبل از اون بهم بد کرده

یه نفر راه منو می بَنده

یه نفر راه منو سد میکنه

آدما همه مِثِ هم نیستن

هرکسی یه جور بهم بد میکنه

هیشگی کاریمَم نداره، اما

من دیگه با خودمم درگیرم

واقعا دست خودم نیست، ولی

یه روز از دست خودم می میرم

 محمود صالحی فارسانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: