حس غریب

 

به..نام..خدا

مث یک حس غریبی

توی این شبای پر غم

بهتره دیگه نباشی

تا فراموش بشی کم کم

تو رو من شناختمت خوب

یه هوسبازو پلیدی

کاشکی با نگاه  زشتت

منو هرگز نمی دیدی

من ساده از نگاهت

گل احساسمو چیدم

اولش تو اون نگاهت

هیچ خیانتی ندیدم

غافل از حیله ونیرنگ

که تو قلبت لونه کرده

تو یه جادوگر زشتی

که موهاشو شونه کرده

کاشکی گم بشی ز دنیا

سایه تو هرگز نبینم

بری و بمیری بهتر

سر قبرتم نشینم

نمی بخشم تو رو هرگز

مرگ و نفرین به شب تو

تو یه ویروس توی شهری

درد و نفرین به تب تو

نوشته رشاد۱۸اردیبهشت۹۱

www.reshadaghili.blogfa.com

از این نویسنده بیشتر بخوانید: