تو که نیستی

وقتی که نیستی ، بی هوا یک دفه دنیا بد می شه

از تو چشای پیرهنم دستای گریه رد می شه

 

چشم سیاه قاب عکس خیری به یه خرابیه

سوال جدول جنون سوال بی جوابیه

 

من مثه انقباضِ درد تو ذهن خونه می پیچم

بنجول و بی دووم و بد با یه اتیکتِ هیچم

 

چشام نفس نمی کشن ثانیه هام نمی پرن

لعنت به روز رفتنت. باز گریه ها پشت درن

 

وقتی که نیستی گونه هام مثه لبام رنگ ندارن

انگاری روح مرده ها تو چشمای من بیدارن

 

آدرسا اشتباهی ان ،اخم می کنن پنجره ها

ترانه ها م جون می کنن تو سردی حنجره ها

 

قفل می شه روی تنم یه مرگ زنجیریِ نو

وای که فقط باز می شه با کلید دستای تو

 

چشام نفس نمی کشن ثلنیه هام نمی پرن

لعنت به روز رفتنت، باز گریه ها پشتِ درن

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: