عزیزم,عشق منی

 
هرگز نتونستم بگم، من چقد دوسِت دارم

حیف شد که تو نمیدونی من چقد دوسِت دارم

گفتی بهم عاشقمی ؛ بی من محاله زندگیت

گفتی چشماتو ببند، بشمار تا صد دوسِت دارم

 

نمیدونی که زندگیم بسته به احساس ِ توء

رشته ی افکار دلم، تو باغچه ی یاس ِ توء
 

من تورو دوس دارمت قدِ خودم ،قد ِخدا

هرچی ترانه دارمم، اینو بدون واس ِ توء

 

جرات ندارم بگمت احساس کهنه ی دل ُ

جرات ندارم بدَمـِت کلیدِ خونه ی ِ دلُ

 
می دونم بی خبری از عشق دیرینه ی من

داره پژمرده میشه ریشه ی پونه ی دلُ

 
 
وقتی  توغصت می گیره بذا به جات گریه کنم

دنبال یه فرصتمم ، به شونه هات تکیه کنم

 

تا به حال دوبار شده دستاتو من لمس بکنم

دوس دارم آغوشم و، فقط به تو هدیه کنم

 

فکر توام خیلی شبا ، نکنه که کابوس ببینی

تاصبح خوابت نبره تنهایی تو رج بزنی

 
همیشه از خدا میخوام منو تو خوابت ببره

میخوام تو خوابت بگمت؛عزیزم عشق منی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: