کافه کرج

کافه کرج

کی میرسه اومدنت کافه پر از نیازه

تو کافه لبخند تُو یه روز نو می سازه

درُ که وا می کنی می پیچه عشق تو کافه

تازه می شه هوای این کافه ی کلافه

میای کنارم می شینی قهوَ تو میخوری زود

دَس که تو جیبت میکنی کافه میشه پر از دود

خیره میشم به چشمات نگات یه جور دیگهَ س

انگار بازم دل تُو فکر عبور دیگهَ س

خسته می شم از اینکه سرت توی کتابه

چراچیزی نمیگی که این سکوت بخوابه

موهات پریشون شده بذار مرتب کنم

بذار دوباره باعشق کنار تو تب کنم

کافه پر از نیازه کرج دوباره سرده

اینجا یکی کنارت دنبال تو می گرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: