شوخی رفتن

 

اینجایی اماانقدر دوری نمی بینی

نمی بینی که روبروت نشستم

چشات بازه وانگارتوخوابی

 نمی بینی دیگه ساکم وبستم

 

می خواستم موقع رفتن سرراهم وبگیری

امانگاه بی تفاوت می کشه من وبه جاده

نمی دونستم شوخی رفتن اشکتم درنمی یاره

اما همین شوخی رفتن من ومی بره چه ساده

 

دارم تنهات می زارم بازم توبی خیالی

یه بارم حتی نمی گی پیشم باش وبمون

چرادستای غرورت ورها نمی کنی

بگیری دست من و عشق بشینه بینمون

 

دارم ازخونه می رم بایه دنیا خاطره

قلبم وجامی زارم چشامم دوروبرت

می رم امامنتظر تاغرورو بشکنی

توقلبم اسم تومونده نمی ره فکرت

 

می ترسم  روز ی بیای خیلی دیر شه

عشقت دیگه نباشه توحریم چشمام

بخوای دنبالم بگردی همه جای دنیا

اماغریبه باشم عشق نمونه برام

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: