خلسه

دشنه تو دستای تبر،
قلب درختو میزنه
جاده ی آسفالتو بجاش،
رو پوست جنگل میکنه

 

گنجیشکای بی آشیون،
اینور و اونور میپرن
پلنگ زخمیرو تو غار،
کفتارا دارن میدرن

 

یه نعره از دل زمین،
گریه کوهِ خم شده
اشک زمینو خون دل،
رنگ زمونه کم شده

 

دنیای بی رنگ و کدر،
سیاه،سفید،خاکستری
رنگین کمون یخ زده،
حرفای گنگ و سرسری

 

تو ماراتون زندگی،
غیرت نفس کم میاره
به جای حیثیت عشق،
گل هوس رو میکاره

 

تکیه نکن به باورات،
گنجیشکک اشی مشی
امروز تو آهنای برج،
گم شده حوض نقاشی

 

چشای پر اشک گلا،
از ترس چیدنای ما
بره ها تو دستای گرگ،
غفلت و خواب چوپونا

 

صدای آژیر و یه دزد،
طعمه ی دام این زمون
اونور میله ها تو حبس،
آدمای بی هم زبون

 

خلسه و نشئگی ذهن،
تو حسرت یه لقمه نون
ژستای خورشید پشت ابر،
خودکامگی بی سایبون

 

جنگل معصوم توی قاب،
شعار حفظ نسل گل
احداث راه به جای رود،
رو جوب آبا طرح  پل

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

667
۲۹