فرشته ی رهای من

 فرشته ی رهای من ** غریب و بی بال و پَر ِ

غمش قد ِ ستاره هاست ** از هدفش نمیگذره

 

می خواد که عاشقی کنه ** اما خدا نمی ذاره

آخه خدا با خبره **به فکرش ِ ،دوسش داره

 

چشاش تا بارونی میشن ** قلب ِ منم خبر میشه

میشم درخت ِ سایه بون ** اشک ِ اونم تبر میشه

 

کاشکی که پروانه بودم ** مثل ِ رها پر میزدم

شب که میشد یواشکی ** به خلوتش سر میزدم

 

رو طاقچه ی اتاقکش ** دزد ِ نگاهش میشدم

اونوقت دیگه چشم سیاش ** میشد فقط مال ِ خودم

 

پاکیش به دریا میزنه ** مهربونیش تا آسمون

فرشته ی رهای من ** تو رو خدا پیشم بمون

 

دارم با التماس میگم ** بالم دیگه نمیپره

ای کاش تو مال ِ من بشی ** این آرزوی ِ آخر ِ

 

اما صداش آهسته بود ** وقتی که گفت کنارتم

رفت به سفر گریه کنون ** میگفت همیشه یادتم

 

چند وقت ِ من بی خبرم ** از اون فرشته ی رها

اما چشام به راهشه ** میگن که رفته تا خدا

 

همش یکی بهم میگه ** یه روز دوباره میبینیش

تنگ ِ دلم برای ِ اون ** چشم ِ سیاه و قهوه ایش

 

قشنگترین حس ُ دارم ** وقتی فرشته پیشـَم ِ

عاشق ِ چشم ِ اون شدن ** تو تار و پود و ریشـَم ِِ

 

هرجا که هستی خوش باشی ** فرشته ی رهای من

فقط یه خواهشی دارم ** به رویاهام یه سر بزن

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: