حواست نیست

داری دل میکنی میری

حس نمیکنی که هستم

حواست دیگه به من  نیست

نمیگی که عشقت هستم

 

 

ولی تو ، تو قلب من همیشه تنها میمونی

حتی حالا که رفتی تو میخوای با اون بمونی

 

اون کیه یه مرد دیگه

که میگی برات میمیره

ما دیگه کهنه شدیم رفت

اون جای منو میگیره

 

 

حالا من تنهای تنها ، توی این شعرهای غمناک

مینویسم احساسو ، من با این چشمای نمناک

 

ای خدا دلگیر و خسته

قلبم از دوریش شکسته

میسپارم به تو خدا جوون

عشقمو با چشم بسته

 

یه سکوت سرد و بی روح ، همیشه با من میمونه

توی این خونه با عکسات ، دل من میشه دیوونه

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1010
۴۵