چند تا اسکناس سبز (!!)

یه گدا که تو خیابون داره خوابش می بره !!

با صدای بوق ماشینا هی از جا می پره ..
 

کی میدونه که گدا داره تو خواب چی می بینه ؟!
 
توی رویاهاش شاید پای یه سفره می شینه ..
 

پای یه سفره که جای هیچّی واسش خالی نیست
 
خبر از پس مونده های سطلای آشغالی نیست ..
 

شایــدم یــه آشیــونــه واسۀ بال و پــرش !!
 
که دیــگه زمستــونــا بارون نباره رو سرش ..
 

یا یه دکتر که واسه معالجه ش می گیره نبض !
 
یا میده دست عیالش چند تا اسکناس سبز ..
 

یا شاید میخواد بره عروسی با کلّی بَزک
 
دیگه به لباس پاره ش نمی خنده دخترک !!
 

کاش گدا بیدار نشه ، پی به حقیقت نبره
 
با صدای بوق ماشینا باز از جا نپره !!
 

اونـکه چشــم به راهِ دائمِ گــدا نــوازیـه
 
صد سالم تو خواب شیرینش بمونه راضیه ..

______________________

پانوشت : درود دوستان عزیزم میدانید کاربرد کلمه ی “ملهم” در ادبیات و شعر فارسی آنجاست که شاعری با خواندن متن ، شعر و یا موارد مشابه، از آثار دیگران به فضایی نو برای خلقِ اثری هنری رهنمون میشود این در حالی است که اثر الهام گرفته شده میتواند از نظر ساختاری، فضایی کاملا متفاوت را ترسیم نماید . سپاسگزارم از همراهی گرمتان

از این نویسنده بیشتر بخوانید: