فرصتی برای یک رویا

خیلی وقته که دلم منتظر یه فرصته
فرصتی برای یه خواب خوش آسوده
فرصتی برای یک لحظه ی پر آرامش
بیخیال هرچی که هست و میاد و بوده

من میخوام بخوابم و هرجا میخوام سفر کنم
توی رویا میشه از سیمای خـــار دار گذشت
میشه وقتی که تو خوابی و خیالاتی میشی
خیلی ساده از غم و غربت و آزار گذشت

خیلی وقته که دلم منتظر یه فرصته
که تو خوابش تا خدا بره تا عشق پر بکشه
اگه قصّش توی دفتر پرِ از درد شده
مدادو بر داره و یه خط رو دفتر بکشه

توی رویا بزنه یه خنده از عمق وجود
غصّه پر پر بزنه زندگی زیر و رو بشه
دل من خستگیاشو یه شبه تموم کنه
یه شبه دوره ی عشق و تازگی شروع بشه

خیلی وقته که دلم منتظر یه فرصته
فرصتی برای رویا، حتّی کم حتّی کوتاه
رویای یه دنیای بهشتی و رنگارنگ
دنیایی قشنگ و روزگاری خوب و رو به راه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: