سونامی

تو آخرین لبخونــیِ چشمات / دیدم که از تقدیــر مـی نالی
سال نود هم طی شد و بازم / تو انعکـاس درد هر سـالی
توی دلت سونامیه یــأسه /  پس لرزه هــای مرگ تدریجــی
روح تو زیــرغصه مدفــونه/ توو اوج هوشیاری ولــی گیجی!
تو همزبــون موج دریــایـــی /  لهجت شبیـه لهجه ی بــارون
افسوس روی سطح باورهات / افتـاده ردّ پنجه ی شیطــون
مغلوب جنگ سردی و دشمن/ دست از سر تو بر نمی داره
انگـــار روی شهـــر افکــارت / بمب اتـم بی وقفــه مـی باره!
دائم شبیه پاندول ساعت / در رفت و برگشتی توو تـردیدی
رقاصکــی امّــا یه بارم تو/ توو جشن ســاعت ها نرقصیــدی
.
.

امـروز پـر ســرعت تـر از هـــرروز/ از آرزوهـاتــم گــذر کردی
رفتی به سمت قلّه ی خورشید / نحسی بختت رو بدر کردی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: