بیا و خاطره هات و پس بگیر

من می خوام به سیم آخر بزنم

تو مثه دندون لق شدی برام

که میخوام از بن و ریشه بکنم

چقده نفس دادم به نفست

اما تو توو هوسی دیگه بودی

لحظه هر لحظه می مردم واسه تو

ولی تبدار کسی دیگه بودی

منی که جونم و می دادم برات

این جوری تو گند زدی به زندگیم

اون همه عشق و محبتای من

همه رو گذاشتی پای سادگیم

اگه تو خواب و خیالمم بیایی

سایتو با سنگ کینه میزنم

دیگه اسم من و رو لبت نیار

بزا این حلقه نحس و بشکنم

تو برو به عشق پوشالیت برس

من میخوام از این قفس رها بشم

توو هوای آزادی قد بکشم

از تو و خاطره هات جدا بشم

دیگه رویا نیسی تو یه کابوسی

که شبامو داره از من میگیره

مثه یه قندیلی که دلم میخواد

با شروع صبح فردا بمیره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی سخت است www.shur.lxb.ir //////////sahari1352@gmail.com