باغ چشمات

خواب بودم ، خواب می دیدم
تو اومدی تو خواب من
یه سوال کردم و باز
تو هم شدی جواب من

توی خواب گریه می کردم
از تو هم گلایه داشتم
کنار اون چشم خیسم
از تو هم یه ژاله داشتم

خواب دیدم تو باغ چشمات
یه سبد عاشقی کاشتم
غم و برداشتم و دیدی
تو رو جای اون گذاشتم

پا شدم از توی خوابم
جای خالیت پیش رومه
جای خالی توی قابم
بهونه تو گفتگومه

جای تو امّا چکیده
دو تا اشک عاشقونه
یکی جای خالی تو
یکی دفتر ترونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: