دلتنگی

توی نا کوکی دنیام، دیاپازن شدی اما، شکستی زیر آوارم
تو خط الرسم تنهایی، مث عطفی ولی انگار، شکسته چرخ پرگارم

منه دلتنگه دیوونه، کنار کوهمو تیشم، نمیخواد مث فرهاد شم
دارم از ریشه میخشکم، تو این خشکسالی دائم، باید انگار شن باد شم

اگه ایوب اینجا بود، از این صبر خداگونه،فقط دلتنگ من میموند
تو این چاه فراموشی،چقدر یوسف شدم اما،زلیخا از خودش میخوند

هنوزم غرق دریامو،نه فانوسی برام اینجاس،نه یونس میشم انگاری
که شاید یک نهنگ پیر،منو بلعیدو از غصه، خودش رو کشت اجباری

توی طوفان دلتنگی، فقط من نوح میمونم، بدون کشتی تو دریا
سکوتم غرق فریاده، مث داوود میخونم، توی کنسرت تک و تنها

یه عالم درد تنهایی، داره فرعون من میشه، که من موسی ترین باشم
با این قوم جهود امروز، مسیحا باشمو آروم، تو آغوش صلیب جاشم

فقط ابرارو کم دارم، که بارون جنون باشم، تو این صحرای تب کرده
تا قوم هودِ تنهایی، تو سیل اشک دلتنگی، از عمق کفر برگرده

ترانه سرا:امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

915
۵۱