طپش

بـا هـر طـپـش قـلـبـت ازم داره،یـک اعـتـراف تـازه می گیره

با هر طپش من عاشقت می شم،با هر طپش یک غصه می میره

مـن ساعتم تنظیمه رو نبضت،تیک تاک ساعت عطرتو می ده

کـی عـقـربـه ختم می شه بـه دیدار؟ دیدار تـو پایان تردیده

فنجون دلتنگیم لبریزه،سـر مـی کشم ایـن قـهـوه ی تلخو

شیرین و تلخه طعم احساست،تـو سایه روشن بردی دنیامو

تو باش و نفس بکش عـشق مـن

دور غصه قفس بکش عـشق مـن

 

رأس سـاعـت خنده هـات کوکم

پشت ابرا کـه گم می شی متروکم

 

مـن عـاشـق ایـنـم کـه بـا عکست،صحبت کنم با گریه و لبخند

هر شب تا صُب کارم همین باشه،آخر بگی احساس سیری چند؟

دیـوونـگـی هـامـو کـه می بینی،دیوونه گفتن هاتو دوس دارم

اسـم مـنـو تـکـرار کـن بـازم،زیـبـاتـریـن آهـنـگ گـیـتـارم

نـزدیـک مـن بـاش و بـزار بـا تـو،از بغض و دلتنگی خالیشـم

قلبت کنارم باشه هر لحظه،با هر طپش من عاشقت مـی شـم

تو باش و نفس بکش عـشق مـن

دور غصه قفس بکش عـشق مـن

 

رأس سـاعـت خنده هـات کوکم

پشت ابرا کـه گم می شی متروکم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: