تنها نوشتن از تو …

 تنها نوشتن از تو برام یه آرزو نیست

فقط یه راه چاره ست ، بدون بهانه ای  نیست

 فقط خیال رویت دنیای خواب من نیست

بدون که هستی ام تو ، دیگه دوباره ای نیست

 تو حسرت نگاهت ، تو خلوتم نشستم

چشمام به در دوباه ، ولی اشاره ای نیست

 دستام رو سینه من ، شمارش نفسهام

می خوام تموم بشم تا ، نگی آواره ای نیست

اگه یه رسیدی یک روز بگیر خبر ز اسمم

تو کوچه های این شهر نگی ستاره ایی نیست

می خوام بخونم از تو حتی اگه نخواستی

بدون که خوندن از تو برام گلایه ایی نیست

 

   (( حسین خزایی )) 

بیست و یک تیرماه سال هزار سیصد و هشتاد و چهار

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

671
۱۴