بی مجوز

میخوام امروز، بی اجبار حرف بریزم
آخه سرما زده به استخونم
میخوام از کوچه ی سرمایی رد شم
نت هارو بی مجوز خوب بخونم

نه اینبار واسه امضا پول ندارم
نمیخوام دست من پرونده باشه
ازین احساس باید جدا بمونم
تا که پارتی بر عشق برنده باشه

هنر مرده به دنبال چی هستی ؟
واسه عشقت به دنبال کی هستی ؟
نیمه شب واسه چی بیدار میمونی ؟
یه گیتار دست میگیریو میخونی

هنر رو تویه تاریخ جستجو کن
ازون حافظ یا سعدی پرس وجو کن
آره ساکو بگیر از کوچه رد شو
تو غربت زندگیو خوب بلد شو

نزار هر ایده تو مغزت بسوزه
که فرصت تا به اوج بودن یه روزه
برو این کوچه ی دلگیرو ول کن
تا دنیا چش به احساست بدوزه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: