حرفات

اون بود دوستداشتنی که میگفتی

به این سادگی تو منو تنها گذاشتی رفتی

منو بگو چه ساده به تو دل بسته بودم

پای حرفای تو نشسته بودم

حرفات بوی زندگی رو می داد

به من عاشق شدن رو یاد داد

ولی حیف اون حرفا

همشون دود شد رفت هوا

تازه داشتم بهت عادت می کردم

تازه داشتم طعم خوشبختی رو می فهمیدم

توبا رفتنت همه چی رو کردی واسم زهر یکباره

همیشه چشمم به راهِ که تو برگردی دوباره

چشام از بس خیره شده به راه که

روی پلکام یه غبار غم نشسته

یه غبار مه آلود دورو برم رو گرفته

چی شد چه طور شد

چرا همه چی ساده تموم شد؟!

منو بگو چه ساده به تو دلبسته بودم

پای حرفای تو نشسته بودم

یه حسی بهم میگه که تو دوباره برمی گردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: