خیلی پریشونت شدم!

 

شب وسیاهیش دلَ مو، زندونیِ غم می کنه
زمونه با جداییاش ، غصه نصیبم می کنه

 


ستاره هام کبود شدن نوری نمونده واسه من
خورشیدآسمونِ من شعله شو کم کم می کنه

 


هرجا باشم تو فکرتم ؛ خیلی پریشونت شدم
دلواپس نبودنت ، چشمامو ماتم می کنه

 


سودای حرفای دلم فقط شده ترانه هام
داغ ودل و ترانه هام،آتیش به عالم می کنه

 


ابرا همه با دیدنم میخوان که بارونی بشن
ابراکه می بارن چشام، بارون و نم نم می کنه

 


لبخند وخنده های من جایی ندارن توچشات
غصه ی دوری توء ِ، خنده هامو جم می کنه

 


حسرت داشتن تورومی کـُشمش توی دلم
زمونه با بی رحمیاش بدجور خستَم می کنه


ندای خواستن تورومیدم به دست آسمون
شاید خود خدا بیاد دردمو مرهم بکنه…

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: