تا ثریا

نذا(ر) از حسرت چشمات، چشم من غصه بگیره
نذا(ر) چشمای پرستو، اشک عاشقو ببینه
نذا(ر) آسمون رویام پر شه از ابرای سنگین
نذا(ر) اون فرهاد قصه بمیره تو خواب شیرین

توی کوچه های بن بست، تو یه راهی رو به فردا
از ته دره قلبم، یه مسیری تا ثریا
توی این مسیر تاریک، چشم تو نور شبامه
اگه از نفس بیفتم، مثه خونی تو رگامه
وقتی عطر تو میپیچه، همه هستیمو میگیری
من به یاد تو می افتم، از همون لحظه که میری
یادت از یادم نمیره، من به یادت زنده هستم
لحظه لحظه با تو بودم، از می عشق تو مستم
اگه من مثه کویرم، تو واسم حس یه رودی
منم اون عبث ترین حرف، تو ولی شعر و سرودی

نذا(ر) از حسرت چشمات، چشم من غصه بگیره
نذا(ر) چشمای پرستو،اشک عاشقو ببینه
نذا(ر) آسمون رویام پر شه از ابرای سنگین
نذا(ر) اون فرهاد قصه بمیره تو خواب شیرین

شاهین-۱۳۹۱/۰۱/۲۶

از این نویسنده بیشتر بخوانید: