ترانه

 

پشت دیوارای این شهر شب نشسته در کمینم

 

نمیذاره که بمونم،خورشیدُ بازم ببینم

 

میگذرم از همه چیزم ، برسم به تو دوباره

 

فصل سرمای خیالم همیشه با تو بهاره

 

تو چی هستی،تو کی هستی،که برات دارم میمیرم؟

 

وقتی از همه بریدم باز سراغتُ میگیرم

 

 

“”” آره تو ترانه ای ، ترانه ی عاشق شدن “””

 

“”” توُی خواب من بیا ، توُ لحظه لحظه های من “””

 

“”” بیا به نمایش ِ بی انتهای ِ غم زده “””

 

“”” شبی که بارونیه ، توُوی سکانس ِ  نم زده “””

 

 

چشامُ می بندم و باز ، تو رو توُ خیال می بینم

 

که نشستی توُی بالکن ، شدی خورشیدِ زمینم

 

کاش می شد با من بمونی ، با نگاهت زنده باشم

 

با صدای تو بخوابم ، با نوازش ِ تو پاشم

 

کاش می شد اما چه فایده ، تو همیشه آرزویی

 

میرم آشفته به هر سو ، تو ولی بی سمت و سویی

 

گریه های هر شبِ من ، جون میده ترانه هامُ

 

دیگه کاغذ جا نداره ، حرفای بی انتهامُ

از این نویسنده بیشتر بخوانید: