گل احساس

یکی نیست بدونه شعرام چرا بوی غصه داره

چرا هر لحظه دل من از زمونه گله داره

یکی نیست بدونه دنیام چرا تاریکه و تاره

چرا غصه چرا گریه منو تنها نمیزاره

آخ خدا داغونه قلبم غم امونمو بریده

اونکه دنیای دلم بود رفته از من دل بریده

گل احساسمو چیدو پرپرش کرد روی دردام

دلخوشیهامو گرفتُ منو جاگذاشت با غمهام

یکی نیست بدونه چشمام چرا هرثانیه خیسه

چرا خودکارم دوباره دوست نداره بنویسه

یعنی میشه که دوباره دستای اونو بگیرم

خیره شم توی نگاهش توی آغوشش بمیرم

کاش میشد اما نمیشه دیگه فرصتی نمونده

غم و غصه های عالم دل و جونمو سوزونده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: