خیال

بازی زمونه شاید
بزاره ازتوجداشم
بزاره مث پرنده
تو هوای نو رها شم
میزاری قدم ،فراری
میشه کودک نگاهم
گریه هام و نشنیدی
پرناله ، پرآهم
میگی پرواز -دیگه ممنوع
توهوای سرد وتیره
قلمت بدست یغما
رو ورق باید بمیره
یه پرستوروی سقفه
بگو کی میری بگوکی
همه با هم کوک میشن
ساز وتنبور ودف ونی
میدونم اینا یه خوابه
نمیری باید برم من
تو کویر سرد وبی آب
خوشی با تو- قیمتش من

از این نویسنده بیشتر بخوانید: