مهره سوخته

 

 

دل مسافر دستم وخوندی

می خواستم این بار اینجا بمونم

سفر سلامت هربارتومیگی

هربارکه میگی می جوشه خونم

 

دنیای تیرم رنگی نداره

وقتی که خونت ازخونم دوره

چشمات وبستی من و نبینی

میگی که چشمات به سمت نوره

 

زدی شکستی قلب وتوسینه

شدتکه تکه عشقی که داشتم

تویی که بامن غریبه می شی

بدون همیشه عشق ومن کاشتم

 

باید دوباره آواره بشم

می رم ازاین شهر قلبم شکسته

عشقم بمونه توخاطراتت

بدون که این عشق راهتو بسته

 

فراری دادی ازسقف خونت

من یه پرنده بودم پروندی

چشام به جز توجایی ندیدو

برگشتم پیشت بازم توروندی

 

دل مسافر دستم وخوندی

می خواستم این بار اینجا بمونم

سفر سلامت هربارتومیگی

هربارکه میگی می جوشه خونم

 

فرقی نداره بودو نبودم

برای تومن یه عشق کورم

مهره سوخته توزندگیتم

بازی روباخته دل صبورم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: