حاجی آروم

حاجی از اون ور مرزا ، یه کمی اینوَرو زوم کن
نقشه ی گربه ای خسته ، پس بگردو جست و جوم کن

دل این گربه ی خسته ، عمری از غصه شکسته
دیگه خرمیش کویره ، روی دستاش پینه بسته

گربه عمری خون گریسته ، که شده غربت کارون
با نشون شیر و خورشید ، دشمناشو کرده بیرون

حاجی پایینو نگاه کن ، چون دیگه پاکیو قدیس
آره این بحر عرب نیست ، این خلیج فارسه بنویس

حاجی اینجارو نگا کن ، چون سکوت ِ گفتنی نیست
بخدا خدا همینجاست ، ولی کعبش دیدنی نیست

حاجی آروم حاجی آروم ، شرق و غرب من جنونه
ره چل ساله ی تاریخ ، پرچمش دو استخونه

آره هر گوشه ی این خاک ، جیره خواری از عرب نیست
دل بزن درون تاریخ ، بگو خون خورده ی ما کیست

بگو پشت خسته ی من ، درد شلاق کی داره
یه روزی شکوهی محض بود ، این روزا بگو چی داره

حاجی آروم حاجی آروم ، آخه میقاتت همین جاست
جایی که خودت ندیدی ، رفته تو ترانه این جاست

این همون جاست که یه روزی ، طعم اصلیت گرفتی
از تو وسعتش تو دنیا ، تو اهمیت گرفتی

امنه اما سوت و کوره ، چون خداش از جنس نوره
کی میدونه جنس حرفش ، چی بوده حالا چی جوره

حرف سر بسته رو ول کن ، واسه کیفیت نه کمی
اهل جحفه ای میدونم ، واسه اینه نمیفهمی

وقتی احرامو میبندی ، این ورا خونه ها سرده
به طواف کعبه رفتی ، یکی اینجا کوچه گرده

شایدم از پشت میله ، یکی بی گناه اسیره
واسه حل و فصل دیه ، با نداریاش میمیره

شایدم یکی میلرزه ، زیر یک شُر شُرِ نابدون
تو با ربنای دستات ، اونو سفره خالی از نون

اونو بغض بی گناهی ، انت َ راه ِ رفته بازم
اونو رویایی از امداد ، انت َ مشعرُ الدمادم

اونو سجاده فروشی ، که یه گوشه جون سپرده
تو ُ درک نکردن نور ، با هزار سکه ی مرده

وقتی احرامو میبندی ، یه کمی یاد ما هم باش
یاد این خاکی که داره ، جون میده امروزو فرداش
یاد این خاکی که داره ، جون میده امروزو فرداش

از این نویسنده بیشتر بخوانید: