جانباز

ترانه ای ناقابل تقدیم به جانبازان عزیز میهنم.کسانی که برای آبادانی امروز سرزمینم جسم ها و تن خود را سپر تیر و ترکش های بی رحمانه دشمن متجاوز به خاکم کردند.درود بر همه جانبازان ایران.و همسران دلسوز و مهربان آنها همان بانوانی که بیشترین سختی رو هنکام بیماری کشیدن همسران جانباز خود میکشند همان هایی که عشق شان جلوی چشمانشان از درد به خود می پیچد و آنها تنها نظاره گر این صحنه اند.(( این ترانه رو بداهه گفتم هنوز هم دارم روش کار میکنم که خوب دربیاد و بتونم هدیه خوبی رو بهشون بدم ))

با یه جانباز ۶۰ درصد

چجوری شد که تو ساختی

واسه اینکه نبازم من

جوونیت رو خودت باختی

یه جانباز پر از ترکش

پر از درد و پر از سرفه

رو ویلچر ساکن افتاده

نگاهش خیره و مرده

نفس هام تنگ تر میشن

تو ماسک رو میزنی واسم

به ظاهر خوب تر میشم

ولی این جنگو میبازم

یه نعش زخمی و نصفه

رو دستای تو هم مونده

فداکاری از این بیشتر

فقط تو قصه ها بوده

ازم بگذر حلالم کن

میخوام کم کم بمیرم من

بمیرم بلکه راحت شم

که تو دنیا اسیرم من

جوونیت رو هدر دادی

برای خشک و تر کردن

برای جسم خشکیدم

تورو حبس خودم کردم

تو هم رزم نگام بودی

خداحافظ دیگه دیره

دارم میرم که خوشحالم

دیگه درد از تنم میره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: