برای هردومون میرم

 

دلم تشنه ی چشماته ولی باید ازت رد شم

 

نمی شه من تو ما شیم چرا با سرنوشت بَد شم

 

 

 

بذار ببخشیم هرچی بود می دونم عشق بازی نیست

 

ولی حسی که ما داریم به موندن دیگه رازی نیست

 

 

 

دارم حس می کنم کم کم شدیم برای هم تکرار

 

چقدر نامرد این دنیا ولی عاشق می شیم هر بار

 

 

 

بیا نزدیک تر خوبم  برای آخرین دیدار

 

نمی بوسم تورو دیگه نشی یه وقت ازم بیزار

 

 

 

تو دستامو نگیر دیگه بذار عادت بشه دوری

 

باید یه جوری طاقت شه ، باید دل کُنه صبوری

 

 

 

نگی که بی وفا بودم دلم مثل یه تیکه سنگ

 

برای هر دومون میرم ، میشم برای تو دل تنگ

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: