بهانه

میخوام واسه غمم، مرغ و قفس رو بهانه کنم

رو تلخی شعرم شکر بریزم و ترانه کنم

 

به حصر خونگی بکشونم عادت خواستـنـتـو

واسه چیزای بیربط فقط، اشکمو روانه کنم

 

دیگه میخوام خودمو، تو رو، دنیا رو گول بزنم

که آره بابا ما اینیم دیگه، ژست صبورانه کنم

 

ولی خداییش این دلم هم، آخر معرفت و وفاست

با اینکه خرابِ درده میذاره خندۀ مستانه کنم

 

با اینکه دیگه جیگری نموند به نیش بکشیم!

ولی دمش گرم میذاره همّتِ مردانه کنم

 

دیگه همین روزاست چادر سرکنم و برم یه جای دور

با دردای تلنبار شده، خلوت شاعرانه کنم

 

منّتِ آبادتو نمیخوام به مولا قسم جهنّمه

میرم تو خرابۀ خودم که مثِ بهشته، لانه کنم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: