دلم ….تمومش کن

دلم !بسه ..تمومش کن !
نمیخوام ..عاشقی باشه
یه ذره بی تفاوت باش …
نزار این قصه معنا شه
توبی حاصلی جامونده
قدم هایی که بیماره
نمیدونم چرا حرفات
تورو یادم نمیاره
مسیره من تو کابوسه
یه تردیده تودست باد
دارم می میرم از گریه
چه عشقی تو دلم افتاد
نه دیگه بسه …این تکرار .
.نمیخوام عاشقی باشه
یه ذره ..کم تر عاشق باش
نمیخوام قصه زیباشه
دلم ..بسه تموش کن
نگاه کن ..بی تو می خنده
دل تو بادلش جورو
دله اون با تو می گنده
نگاهش کن …که با عشقت
نه هم درده …نه هم سازه
ولی رویای تو داره
همه دنیاش و می بازه
دلم بسه تمومش کن
ببین اون بی تو خوشبخته
یکم کم تر تمنا کن
ببین اون باتو سرسخته
دلم بسه تمومش کن……
(سوگند انصاری )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: