چمدونتو بردار

طعم اون لبهای تلخت

هنوز هم روی لبهامه

دروغ ها و فریباتم

شریک بغض و غم هامه

تنفرم از این جمله ست

اینکه منم دوست دارم

اینکه تو شب های منی

تورو دارم غم ندارم

شُک اون لحظه که دیدم

تورو با مرد غریبه

بدترین حالت من بود

همه حرفات یه فریبه

قاب عکستو شکستم

تا خیانت رو نبینم

خوب بدون به پای حرفهات

دیگه هیچوقت نمیشینم

خونه ، بوی نفرت میده

تا وقتی که تو اینجایی

چمدونتو بردار و …

برو هر جا که دوست داری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: