اسیر

بی تو اسیر جاده هام, غریبه تو شهر شلوغ

نشون بی کسی تو دست,خسته از این همه دروغ

آواره ی این کوچه هام, وقتی هوا بارونیه

با قطره ها حرف میزنم, قبله ی من ویرونیه

وقتی که حتی عطر از, تن غریبه ای میاد

چشمام  بارونی میشه, خاطره ای یادم میاد

یاد روزای خوبی که, تو کوچه پرسه می زدیم

تو خلوت خیابونا , رو لب ها بوسه می زدیم

جدا از همه آدما, پر از هوای عاشقی

تو فکر یک نفس هوس, دلامون پر سادگی

میدونم دیگه نمیاد, اون شبای نیلوفری

دلم یه دم به من میگه, به اومدنش کافری

این روزا حتی غصه هام, رفت و یه بار غم گرفت

خوشی ازم فراریه, غمهای من ماتم گرفت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: