مرده ی سرد

گوشه کنار این شهر
مونده با دست خالی
این درو اون در زدن
وای که چه روزو حالی
بوی تعفن و دود
دستای پینه بسته
موهای ژولیده و
صورت خشک و خسته
با نیش پای مردم
چه زود زمین میخوری
بدجور دلت شکسته
از غمو غصه پری
نگاهی بنداز ببین
کی هس هواتو داره
تنها شدی،میدونم
این رسم روزگاره
هیشکی به فکرتم نیس
شدی یه مرده ی سرد
چکار کردی با خودت
یعنی به تو میگن مرد
آخر راهی بابا
نذار که ماجراشه
مادر بی گناهم
سهم غریبه باشه؟
تنهاتر از همیشه
غمگین و بی پناهم
دارم میمیرم ای وای
مادر بی گناهم
هیشکی به فکرتم نیس
شدی یه مرده ی سرد
چکار کردی با خودت
یعنی به تو میگن مرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: