عشق مجهول!!

 معمـــایــی شده عشقت واســـــم دنیات مجهوله

دارم حس میکنم فکرت یه جای دیگه مشغوله

بــاهــات خاکستــــری میشه تموم ســرنوشت من

واســم تردیدِ دلبستــن واسـت آســونِ دل کنـــدن

ازین تردیدِ هرروزم دارم هر لحظه می پوکــــم

به حرفای پر از مهرت به این دنیات مشکـوکــم

من از اشکــــای رو گونت دلم رو غـــم نمیدادم

یا اون وقتـــی که خندیدی نمیگفتـــم چقد شــادم

خیال کردم که من باتو همه رویامو میســـــازم

هنوزم باورش سخته دو راهی میشه آغـــــازم

تواین تنهایی کز کردم،یه دریا حرفِ توچشمام

سکوتم لای لبهامه،چقد خیسن همش حرفـــــــام

تهِ چـــونم یه بغضیه که انگـــار باتو سنگینـــه

شکستم من غرورم رو واسه من خودکشی اینـه

نه از سرمــات میلرزم نه از گرمـات میـسوزم

فقط آرامشـــــم اینـــه که بی تو بگـــذره روزم

تظاهر میکنی عشقـــو ،بدون که اینـــو میفهمم

یه روزی هم نشون میدم منم مثل تو بی رحمم

تقاصِ این تظاهر شد بشی پرت از حواس من

نمیخـــــوام بوی عطر تو بمونه رو لباس من

میخوام که قلبِ بی روحم دوباره بی تواحیاشه

میخوام رو اســم تو دیگه یه خط قرمزی باشه

****************************************************

 

احساس یخ زده…۹۱

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: