ساقی ترانه

تقدیم به ساقی ترانه ایران

تو یه عمره مثه کافکا، مسخ درد روزگاری
امشب آسمون گرفتس، ولی تو فردا رو داری
تو غریبه ای و اما، هنوز آشناترینی
توی این سکوت بد بو، تو صدای این زمینی

تویی سرفراز این آبادی
ما تو حسرت یه شب آزادی

توی دستای تو خوندم، که تو سینت پر درد
چشم من یه عمره دردـ شب مارو گریه کرده
می دونم دست تو بوده که به واژه جون می بخشید
همیشه شعرای نابت، توی سایه می درخشید
تو باید تا ته دنیا، معنیه ترانه باشی
تو شبای بی چراغی، یه بغل ستاره باشی

تویی سرفراز این آبادی
ما تو حسرت یه شب آزادی

هنوزم پنجره هامون توی دیوارای سردن
این مترسکای بی جون درد ما رو نمی فهمن
دیگه گنجشکی نمونده که واسش دونه بپاشی
تو باید از این جماعت، از سکوت شب جدا شی
بیا هم غزل دوباره، تو صدای ساز ما باش
تو شب زشت غزل کش، ساقی ترانه ها باش

تویی سرفراز این آبادی
ما تو حسرت یه شب آزادی

شاهین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: