(راه حل)

(راه حل)

به سال و ماه و روز دلخوشم و . یه قرنه از قصه جدا موندم

همه به من میگن روشن فکر.یه عمره تو سیاهی جا موندم

تو دام سرنوشت افتادم.ولی به قسمت اعتقادی نیست

یه حسی میگه تازه تر باشم.ولی به حسم استنادی نیست

یه عمر گفتم عاشقت باشم.شاید که مشکلات یادم رفت

ولی همین که چشم وا کردم. دیدم خودم رو پاک یادم رفت

فدای تار موی تنهایی.اگر که هیچکس کنارم نیست

به یاد تو ترانه ها گفتم.ولی از عشق چیزی بارم نیست

به عاشقی سلام میگم و باز.جواب من رو با وداع میده

هر آدمی یه جور به سبک خودش.برای درد من دواء میده

با این همه به قصه خوشبینم.شاید که راه حلی پیدا شه

قناری با تموم احساسش .نباید از قفس جدا باشه

(حمیدرضا زرگران پور)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: