پیرم کرد …

تمومه شادی ِ من بود

اسیرم کرد وْ، مغرور شد

همیشه درده من این بود

کجا رفت وْ ، چرا دور شد؟

جدایی طعمِ حرفامه

چقد ساده اسیرم کرد

چقد بی تاب چشماشم

دیگه من موندمو این درد

                           

شدم معبود احساست

چه رنجی می کشم بی تو

بیا زنجیرمو واکن …

همیشه ناخوشم بی تو

 

مثه طاووسی مغروره

نمی فهمید که پیرم کرد

چقد گفتم نرو، رفتی!

بیا جوون خودت برگرد

 

هنوزم تو همون جادم

همون جایی تو رو دیدم

چقد سنگینه پلکامم

یه چن وقته نخوابیدم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: