یه حس ِ بدی دارم

چه احساس بدی دارم تو خونه دیگه عشقی نیست
همه احساستو بردن تو چشمات دیگه حسی نیست
نمی بینم مثله قبلا تو حرفات اسم من باشه
نگاهم میکنی اما حواست نیست هرواژه
که از من یادگاری بود دیگه از یاد تو رفته
تو خوشحالی و میخندی این عشقِ به باد رفته
تموم حسِ تو مرده از این بی حسی بیزارم
دارم به عشقِ دیدارت دوباره چشم میزارم
به جای خالیه هر حِس منم آروم میخندم
تو هم فکرکن که خوشحالم یه حِسِ بدی دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: