نبودی

به نام خدا

اومدم درِ خونتون کلی نشستم نبودی
شیشه قلب و دلم را که شکستم نبودی
پرسیدم که گل من را ندیدی از کجو رفت
کسی هیچی نمی گفت خیلی نشستم نبودی
دختر همسایتون از تو نشونی نمی داد
زیر لب خنده کنان هر چی نشستم نبودی
گل نرگس به لبش خنده مستانه نمود
مست چشمان تو بود م که شکستم نبودی
شده بودم متحیر تو خونه هیچکی نبود
تو میدونی که چرا از تو شکستم نبودی
ساعتم وقتی نشون داد که دیگه تو نمی یای
مثل یک شیشه دلم بی تو شکستم نبودی
حالا که رفتم از اونجا نکنی پنجره باز
دل و این پنجره را از تو شکستم نبودی
کاشکی امشب فقط امشب تو صدایم بکنی
به غروب و شب تارم چو نشستم نبودی
میوه ی توی حیاط و میدونی دوست میدارم
تو که گفتی می چینم هر چی نشستم نبودی
وقتی مُردم میروم پیش خدا اون دم در
شاید اونجا را بیای هر چی نشستم نبودی
من که آفتاب لب بوم تو گشتم به خدا
هر چی گشتم تو کوچه اما شکستم نبودی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: