باید فراموشت کنم

میخوام فراموشت کنم خدا کنه تا بتونم
سخته برام دوری تو اما دیگه نمیتونم

دیگه نمیتونم تو رو داشته باشم تو زندگی
باید که از تو بگذرم سخته ولی به سادگی!

قسمت اینه چاره ای نیست وقت جدایی رسیده
تا حالا هیچ کسی منو با چشم گریون ندیده

اشکامو من نمیتونم نگه دارم توی چشام
دارم میرم اما بدون تنها تویی که من میخوام

یه لحظه دوری از چشات برای من هلاهله
اما نگو پیشم بمون که خیلی سخت و مشکله

باید فراموشت کنم چاره ای نیست به جز همین
نشد که مال هم باشیم منتظرم دیگه نشین

منو فراموشم بکن بذار برم تو خاطرات
دفترشو ورق نزن نذار بیام جلو چشات

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com