آهای دنیا تمومش کن …

همه میرن , تا ته دنیا , کسی اینجا نمی مونه
دارم از درد می میرم , تو این دنیای دیوونه
دارم هر لحظه می رنجم , از اینکه با تو درگیرم
آهای دنیا تمومش کن , من از دنیایِ تو سیرم
همیشه ترسِ و حسرت, مگه چند ساله که هستم
همین چند وقتِ کوتاهم , نفهمیدی چقدر خستم
همیشه با خودم میگم , چرا دنیا همش جنگه
چرا این زندگی تلخ  و , چرا هر روز, دل تنگه
دارم تنهایی میپوسم , جونیم داره می میرِ
یه حسی تو دلم می گه , یکی دستاتو میگیرِ
ولی پس میکشم دست و , نمیخوام سهم من باشه
هنوزم طاقتی دارم , که این پاهای من پاشه
دارم هر روز میبینم , یه بچه تویِ این سرما
روزا گلهاشُ میفروشِ , یه کارتون خوابه تو شبها
دارم هر روز میبینم , پدرهایی که گریونن
پدرهایی که شرمندن , میخوان , اما نمیتونن
دارم هر روز , میبینم , یه مادر بی غذا موندِ
به جایِ شام , یک قصه, برای بچه ها خوندِ
نمیتونم , ببینم که , خدا , دستام و می گیرِ
ولی , یک جایِ این دنیا , یه آدم داره میمیرِ
ولی امروز میجنگم یه روز دیگه من میرم
آهای دنیا تمومش کن , من از دنیایه تو سیرم

کیوان اخوان حریری

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود جناب اخوان حریری. ازنظر بنده کار بسیار جالبی رو انجام دادید، این که تونستید یه حقیقتهایی رو که میشه اونهارو داستان کردوشما اونو به زبان ترانه در آوردید. از ترانه های قبلی شماهم لذت بسیاری بردم به خصوص ترانه(داره بارون میاد آروم) قلمتان مستدام =D>
  • دارم تنهايي ميپوسم :-S آهاي خدا تمومش كن/من از دنياي تو سيرم نـــــــــــــــــــــــــايسسسسسسسس.فـــــــــوق العـــاده س.ترانتون آرامش بخشه و احساس سبكي به آدم دست ميده منتظر آثار بعديتون هستم...
  • سلام آقای اخوان. ممنونم از ترانه تون. خیلی خوب بود حس دردشناسیتون قابل تحسینه واما چندنکته. با هردو اصلاحی که انجام دادید موافق نیستم چون "جوونیم داره میمیره"خیلی مصداقی تر از مردن احساسه و منِ مخاطب بهتر باهش ارتباط برقرار میکنم. اصلاح دوم هم به موسیقی هم زبان آسیب زده. توی دوبندابتدای ترانه تکرار کلمه "دنیا"کمی آزار دهنده بود. جزاینها دیگه نکته ای به ذهنم نمیرسه. باآرزوی ترانه هایی درخشان تر درآینده برای شما. ((برقرارباشیـــــد))
    • یپای خلنم حمیده ممنون از نظرات خوب و به جاتون ولی دز مورد دنیا باید عرض کنم دنیای اول به معنای دنیا به عنوان یک سخصیت یا یک فزد ولی دنیای دوم به معنای موقعیتی در مالکیت شخص دنیا این نکرار نیست و حذف یا اصلاح آن موجب تغییر در اصل مفهوم ترانه خواهد شد با تشکر فراوان از نکته بینی و حسن نظرتون
  • @};- @};- زیبا بود
  • روان وزیبا بود @};- @};-
  • بسیار زیبا...
  • عالی بود... لذت بردم.
  • سلام کیوان جان موضوع انتخابی زیبا بود و حست رو هم دوست داشتم و پیوستگی بیتا باهم نیز به زیبایی کار افزوده بود اما دایره و دامنه ی کلماتت خیلی خیلی کمه دلیل زیبا شدن کار ها و بخصوص موندگار شدن کارها من همیشه به دوستان تاکید می کنم که حسن تعلیل استفاد کنن شما برای بیان دقدقه هات میتونستی حسن تعلیل های زیبایی به کار ببری اما خیلی ساده جلو رفتی ! مطالعه ت رو خیلی خیلی خلی بالا ببره @};-
    • درود جناب کریمی ممنون از اینکه برای این ترانه وقت گذاشتید و بیشتر سپاسگذارم به خاطر نقد به جاتون بنده صحبت شما رو کاملا قبول دارم البته در مورد دامنه ی لغاتم و سعی دارم میکنم که به این دامنه اضافه کنم البته در مورد بیان ساده باید عرض کنم که من همیشه شیوه یبیان ترانه هام بسیار بسیار ساده بوده البته شما چون رشتتون ادبیات هست از بنده مسلط تر هستید اما زبان ساده در ترانه های من به عنوان یک عادت یا خصوصیت یا امضای شخصی در اومده حدود 9 سال میشه که شیوه بیان ترانه هام این بوده البته مدتی هست که سعی در نوشتن به سبک جدید میکنم ولی میدونم که زمان میبره به همین دلیل اگر شما و دیگر دوستان پیشنهاداتشون را با گفتن یک مثال برای بنده بیان کنن بسیار کمک حالم خواهد بود منتظر نقدهای بیشتری از شما هستم با سپاس
      • درود بر شما که نقد پذیر هستید و میدونید که نقد صحیح و خالی از تعریف و تمجید واهی چقدر میتونه به ادم کمک کنه ! راجع به ساده نویسی باید خدمتت عرض کنم که ساده نویسی رو خودم خیلی می پسندم گاهن زیر ترانه هاییی که بی جهت از کلمات سنگین استفاده شده بود عرض کردم که ساده بنویسن ! ساده نویسی و استفاده از کلمات سنگین هر کدوم در جای خودش و زمان و مکان خودش میتونه خیلی کمک کنه اما باید صحیح و به موقع ازش استفاده بشه ! دقیقا مثل چاقو میمونه اگرچه مفیده ولی استفاده نادرست ازش فاجعه به بار میاره ! اینکه کجا و کی ازشون استفاده کنی دقیقن به خودت و هنچینن دقیقن به دایره و دامنه ی کلماتی که داری برمی گرده ! هرچی این دامنه بیشتر باشه جای گزینی بییشتری در ترانه صورت میگیره من وقتی متن شما رو خوندم از پیوستگیش خوشم امد در کامنت قبلی هم عرض کردم ! اما ذهنم چیزی که اومد این بود که وقتی شما داشتی این ترانه رو میگفتی اول مصرع اول رو گفتی هی فکر کردی و مصرع دوم رو گفتی !! منظورم پیوستگی نیستا پیوستگی یعنی ارتباط ابیات با هم که خوب رعایت کردی یعنی منتظر جوشش مصرع دوم بودی ! پیشنهاد من اینه که شما شکل کلی ترانه رو تو ذهنت مجسم کن و یا روی کاغذ بیار هرچند ساده هرچند بچه گانه و هرچند بی معنی بعد بیا از دامنه ی کلماتت که فقط با مطالعه بالا میره استفاده کن یعنی کلمات مناسب و درخور و اون رو جای گزین کن ! سپس بیا جابه جایی صورت بده تا وزن و آهنگ کلمات رو بهتر پیدا کنی که این کارو همه ی ترانه سرا ها ذاتن دارن نکته ی مهم دیگه ایی که من همیشه اشاره دارم و زیر ترانه ها دوستان تاکید میکنم استفاده از حسن تعلیله بسیار مثال در اینترنت براش هست اما یکی از اعضای اینجا انقدر حسن تعلیل های زیبا و بجا و کلمات مناسب به کار برده بود که من واقعن شگفت زده شدم و از خود بی خود شدم و زیر ترانش نمی دونستم چطوری کامنت بذارم دلم نمیخواد حس تبلیغ به وجود بیاد و اسمی ازش بیارم و زیر ترانت لینک ایشون رو بذارم چون ممکنه ناراحت بشی به خاطر همین صرف نظر می کنم چون گفتی مثال بزنم براتون ترانه ی ایشون مثال خیلی خوبی هست برای اون چیزی که شما دنباش بودید اگه مایل بودید لینک ا یشون رو میدم بهتون
      • جنتب کریمی واقعا ممنونتونم که به این خوبی راهنماییم کردین در مورد اون دوست ترانه سرت هم اصلا ناراحت نمیشم بلکه خوشحال میشم حتما لینکشون رو همینجا قرار بدین که هم من هم همه ی دوستان استفاده کنیم
      • درود خوشحالم که اینقدر شما رو مشتاق می بینم اینم لینک https://www.academytaraneh.com/14437/فصل-جدایی @};- @};-
  • کیوان جان ...کیوان جان خیلی خوب بود ...نه ...نه عالی بود من که عاشق ترانه هاتم لایک داری @};- =D> =D> =D>
    • عالی بود
    • خانم انصاری واقعا شرمندم میکنین باعث خوشحالی و دلگرمیه نن هستش که شما از کارهای من خوشتون میاد باز هن ازاین محبتتون متشکر و ممنونم
      • اقا کیوان شما بهترینید من که عاشق کاری شما هستم 8-> :-x :-x :"> خیلی حستون و دوست دارم... اقا من همیش میام این و میخونم تا حفظ شم دیونه کنندس این بیتتون دارم تنهایی میپوسم , جونیم داره می میرِ یه حسی تو دلم می گه , یکی دستاتو میگیرِ... یــــــــــــــــــــا این بیت ولی پس میکشم دست و , نمیخوام سهم من باشه هنوزم طاقتی دارم , که این پاهای من پاشه =D> =D> اقا یه دونه باشی ;))
      • khanome ansari vaghean sepasgozaram shoma mano sharmandam mikonin baese eftekhare man hastesh ke shoma dost dare karhaye man hastid hamin be man kolli enregy o angize baz ham azaton mamnoonam omidvaram dar ayande ham betonam nazaretono jalb konam
  • سلام کیوان عزیز آفرین ترانه خوب و با احساسی ازت خوندم مثل همیشه سرشار از تازگی ..مضمون بسیار خوبی انتخاب کردی که البته به صورت اپیدمی توو راس کار تمام دوستان قرار گرفته که بدنیست...فقط کمی حس کردم وزن بیتا گاهی گم میشه و موزون نیست .مخصوصا بیت اول .شایدم موقع خوندن خودتون واز نظر آوایی مشکلی نداشته باشه چون برای من پیش میاد در کل لذت بردم و می پسندم =D> =D> @};- @};-
    • خانم موسوی ممنونم از لطفتون فک کنم مشکل من و شما تو یه چیز باشه اینکه طرز خوندنه کارهمون با هم فرق داره البته در مورد بیت اول حرفتون رو قبول دارم چون از عمد یه سکته گذاشتم دلیل منطقی نداره حسیه نمیدونم چرا ولی بقیه ترانه وزنش روچند بار چک کردم چون این کارو برا کسی فرستادم باید آبرو داری میکردم ولی شما باز چک کنین اگه چیزی رو مطمءن شدین بگین تا درستش کنم بازم ازتون ممنونم
  • درود جناب حریری نمی تونم ببینم که خدا دستام و می گیره ولی یک جای این دنیا یه آدم داره می میره جدا زیبا بود آفرین لایک
  • بسیار لذت بردم از خواندن این ترانه.افرین دوست عزیز
  • کار زیبایی بود . فقط من با بیت آخر زیاد موافق نبودم . یعنی انتظار داشتم به جای : من از " دنیای " تو سیرم ، یه چیز دیگه ای بیاد تا تکرارش ملال آور نباشه . جسارت بنده رو ببخشید . شاد بمونید و شاعر @};-
    • متشکرم خانم آرام ولی من همیشه گفتم نوع داستانی که به شکل ترانه در میاد مثل یک رمان یا داستان هست که جریانات آن حاصل تفکر و نظر نویسنده هستش این که داستان یا روایت چگونه به پایان برسه به اشکال مختلف هست به طوری که حتی در سینما هم بسیار مشاهده میکنید که پایان برداشت آزاد استفاده میشه . اینکه شما چه انتظاری در پایان ترانه داشتید سلیقه ی شماست و قابل احترام و اینکه پایان مد نظر من چیز دیگری بوده اما در مورد ملال آور بودن انتها به دلیل تکرار باید عرض کنم که زمانی ما به یک تکرار ملال آور میگوییم که آن تکرار از نظر تعداد حد خودش رو رد بکنه آن هم در حالی که تکرار آن واژه یا جمله بدون هدف بوده یا از نظر وزنی تنها جهت پر کردن اثر بوده باشه و آن تکرار زیاد و غیر قابل قبول باشه چون در بسیاری از موارد ما تکرارهای زیادی رو در اشعار شعرای بزرگ ادبیات ایران میبینیم پس تکرار دلیل بر ضعف نیست اما هر تکراری هم لازم و شایسته نیست ولی بحث بنده در مورد نظر شما این هست که به واسطه ی 2 بار استفاده از جمله ی من از دنیای تو سیرم به هیچ عنوان نمیتوان گفت که تکرار زیاد بوده یا بی دلیل بوده یا بی هدف بوده یا جهت پر کردن انتها ترانه استفاده شده و یا معنای خاصی نمیدهد به هیچ عنوان استفاده ی این جمله در مرتبه ی اول به معنی اینکه فرد مذکور از دنیا خسته شده و خواهان پایان یافتن بازی رسم زندگی است ولی در مرتبه ی دوم من از دنیای تو سیرم به عنوان اعتراض به رسم زندگی در مورد انسان هاست و آن فرد تصمیم به ادامه ی مبارزه با زندگی میگیره پس میبینید که این 1 بار تکرار تاکیید میکنم 1 بار تکرار با معنی متفاوت با هدف خاص و کاملا حساب شده استفاده شده . پیشنهاد میکنم کمی شعر کلاسیک بیشتر مطالعه کنید چون با سبک های مختلف روایی بیشتری روبه رو خواهید شد . از وقتی که گذاشتید سپاسگذارم . در ضمن نقد یا اظهار نظر در مورد ترانه های دیگران به هیچ عنوان جسارت نیست بلکه همهی ما اینجا جمع شدیم که ایرادات و پیشنهادات همدیگر را بشنویم بنده بسیار خوشحال شدم که شما نقدی به ترانه ی من داشتید و دلیلی بر معذرت خواهی نیست . باز هم به بنده سر بزنید خوشحال خواهم شد . با تشکر
  • سلام جناب حریری عزیز زیبا و با احساس @};-
  • حرف نداشت! @};-
  • درود بر شما کیوان جان ریتم ترانه ات به دلم نشست خیلی زیبا بود هر لحظه با خوندن ترانه ات کلمات تو مغزم میرقصیدن خیلی دوست داشتم عالی =D> =D> =D>
  • دوستان عزیز دو اصلاحیه روی این ترانه انجام دادم خواستم قبلش خدمتتون عرض کنم : 1 - به جای جونیم داره میمیره : داره احساس میمیره 2- ولی امروز می جنگم یه روزِ دیگه من میرم : به علت اینکه در فعل رفتم از ضمیر اول شخص استفاده کردم ( من ) رو حذف کردم و آخر این قسمت را به : یه روز دیگه ایی میرم تغییر دادم. با تشکر کیوان حریری