نگاهی کن

نگاهی کن به چشمامو

ببین چشما چه غم داره

از این غمهای بارونی

تمومه فصل میباره

نگاهی کن به دستامو

ببین دستام چقدر سرده

می باره برف تنهایی

رو قلبی که پر از درده

نگاهی کن به شبهامو

ببین تاریکه این خلوت

من از خلوت نمی ترسم

همه ترسم از این حسرت

نگاهی کن ببین اینجا

هنوزم جای تو خالیست

هنوزم این شکایت ها

همش از درد تنهایست

نگاهی کن به بارون و

ببین اشکای اون خیسه

تمومه قطره هاش باهم

کلافه گریه میریسه

نگاهی کن به دنیا و

ببین دنیا چه نامرده

اگه مردونگی دیدی

بگو مردونه برگرده … (کیوان)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: