خیلی وقته

خیلی وقته که دلم هوای رفتن کرده
خیلی وقته که پاهام به اینجا عادت کرده

خیلی وقته که دیگه از خودمم خسته شدم
خیلی وقته که جلو خودم سرافکنده شدم

خیلی وقته که دیگه کم آوردم تو زندگی
خیلی وقته که دارم آب میشم از دلمردگی

خیلی وقته که دیگه صدای من نا نداره
خیلی وقته که چشام سوی تماشا نداره

خیلی وقته که دیگه هیچ خبر از تو ندارم
خیلی وقته که حتی حوصلتو هم ندارم

خیلی وقته که میخوام داد بزنم “نمی تونم”
خیلی وقته که میخوام آدم بشم نمی تونم

خیلی وقته که دیگه دل من آروم نمیشه
خیلی وقته تو چشام یه قطره بارون نمیشه

خیلی وقته که می خواستم دیگه هیچ شعری نگم
خیلی وقته ، ولی من نمی تونم هیچی نگم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: