دردانه

دست و پای شب شکسته،سر مهتابو بریدن

عمو صحرا نفسش سرد،بال پروازشو چیدن

 

پریا تو دام تبعید،خونشون گوشه عزلت

نه نه دریا قلیونش چاق،دختراش اسیر غربت

 

تن سروارو تبر زد،قمریا بی آشیونن

قصه سدو تن رود؟!همه آدما میدونن!

 

کوکه کوکه ساز هجرت،یاورش دستای جلاد

روی بوم تیره هرروز،وطن و حسرت فریاد

 

باد شرقی مقصدش گم،رهسپار جاده دور

آه شب بو و تن نخل،زخمی هیمه مغرور

 

سهم و میراث گل نور،قامت سیاهیو تار

رسم دنیا یه کتیبس،زجر و زجه پر تکرار

برگرفته از آثار بزرگانی چون “کتیبه:اخوان ثالث”،”دخترای نه نه دریا،پریا:احمد شاملو”

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زیبا بود . ممنون @};-
  • سلام زيباست لذت بردم لايك درود @};- =D>
  • بازم فقط میتونم از لطفت تشکر کنم امیر عزیز
  • زیبا و دلنشین @};- @};- @};- @};-
  • ممنونم معین جان از لطفت
  • میتونم فقط سکوت کنم @};- @};- @};-
  • درود دوست گلم کار خوبی بود/به قول خودتون با الهام از کتیبه استاد اخوان و پریای استاد شاملو سرودین که هردو دارای زبانی فاخر هستند/تلاشتون واسه این گونه سرایش قابل تقدیر و ستایشه اما حس می کنم هنوز باید راه طی بشه/ در بعضی جا ها تناقضات و پارادوکس های معنایی به چشم می خوره مثل بیت اول: دست و پای شب شکسته،سر مهتابو بریدن عمو صحرا نفسش سرد،بال پروازشو چیدن شما گفتین دست و پای شب شکسته /پس ما به این معنا می رسیم که اتفاق خوب و مثبتی افتاده/اما در ادامه سر مهتابو بریدن که به این معنی میرسیم که اتفاق ناخوشایند و منفی رخ داده/در حالی که از پیکره ی شعر چنین بر میاد که یک اتفاق شومی رخ داده و همچنان در حال رخ دادن است /اما در ابتدای این کار و برخی جاهای دیگه این اندیشه دچار تزلزل و حتی مورد نفی واقع می شه/ در مصراع دوم گفتین : عمو صحرا .... من واقعا باهاش ارتباط نگرفتم /ندونستم که عمو صحرا چه بال پروازی می تونه داشته باشه /ینی تو ذهنم هیچ رابطه منطقی برای تصویر سازی و همچنین پذیرش شکل نگرفت/البته منطق من همون منطق شعری ست نه چیز دیگه/ اگه یه وقت من متوجه نشده ام کمکم کن تن سروارو تبر زد،قمریا بی آشیونن(با توجه به نوع واژه چینی و مفهوم افرینی /این قسمت به سمت کلیشه رفته) آه شب بو و تن نخل،زخمی هیمه مغرور(اینو من نفهمیدم چی شد/میگم شاید اینجوریه که اه و ناله شب بو و تن کبود نخل بدلیل زخم زدن ها و ضربه زدن های هیمه مغرور است/شرمنده اینقد کتابی نوشتم چون می خوام به یه جایی برسم/به نظر من اه شب بو و تن نخل نمیشه کنار هم گذاشت و یه فعلی رو بر اونا واقع کرد /چون تن قابل لمسه و میشود به آن ضربه زد اما نمی شود به آه ضربه زد./هر چند فکر می کنم که منظور شما همون معنیه که من در بالاتر گفتم ینی آه و ناله شب بو به دلیل.../اما با گزینش نه چندان مناسب واژه ها این معنی رو دور کردین از اون سهم و میراث گل نور،قامت سیاهیو تار(این تکراره سیاهی و تار اشایدبه واژه تکرار مصراع بعد برگرده و گرنه اجباری واسه آردنشون نیست) رسم دنیا یه کتیبس،زجر و زجه پر تکرار شرمنده بابت پرحرفی و جسارت بدرود تا دوباره ها
    • ممنونم دوست خوبم که اینفدر با دقت خوندید جوابیه: 1.منظورم از تناقضها آشفته بازاریِ حال و روز این دنیاست 2.برای این یعد از اینکه گفتم دست و پای شب شکسته اون تناقض سر مهتابو بریدن رو آوردم که بگم اینقدر دنیا بده که حتی بدی هم آچمز شده و با کشتن مهتاب شب که اون هم بد کردن روبه نابودیه 3.به آه شب بو ضربه ای وارد نشده این آه به خاطرِ سوختن تنِ نخل در هیمست 4.عمو صحرا یکی از استفاده های من از شعر دخترای ننه دریاست که پسرای عمو صحرا عاشق دخترای ننه دریا بودند و بال پرواز استعاره از اینکه کاری از دست عمو صحرا ساخته نیست پس بال پروازش شکسته 5.کلیشه ای شدن اون بخش هم باهات موافقم اما تعمدی بوده تا تفاوت ابیات دیگه به چشم بیاد 6.دقیقا سیاهی رو به این دلیل زیاد استفاده کردم که جلوه کنه امیدوارم قانع کننده باشه چراکه این کار مال تقریبا 1.5 سال پبشه
  • ممنون عماد عزیز
  • درود امید جان @};-
  • مرسی از لطفتون و همراهیتون باید با وقفه خونده بشه نه نه دریا،قلیونش چاق،دختراش اسیر غربت
  • بسیار زیبا بود دوست عزیز،تا اینجا هرچه از شما خوندم خاص بوده فقط من مصرع دوم این بیت رو نتونستم روون بخونم: پریا تو دام تبعید،خونشون گوشه عزلت "نه نه دریا قلیونش چاق،دختراش اسیر غربت"
    • درود سعیده خانم امید جان باید مینوشتن /ننه دریا/ چون اینجوی با نه/اشتباه خونده میشه و فک کنم شمام همین مشکلو داشتین /اگه م نداشتین ببخشین/بدرود تا دوباره ها
      • ممنوم حق با شماست باید ننه مینوشتم با اینکه در نوشتار نه نه درسته و ه قلب میشه
  • واقعا زیبا و فوق العاده بود @};- @};-
  • سلام دوست من بسیار زیبا سرودی عزیز ترانه ام تقدیم تو باد فصل خون است فصل عصیان فصل تنهائی یاران فصل باران شکنجه بر تن این سربداران فصل شب گردیو غصه فصل تکرار تزلز @};- @};- ل فصل پایان شقایق مردن مشکوک بلبل واژه بر دار غرق خون است خانه از کفتارو سگ پر در همین سمفونی مرگ در دو دستم خنجرو گل در کدامین لحظه باید این توهم را ورق زد از کدامین چهره باید نقش فردارا رقم زد فصل خون است فصل عصیان فصل تنهایی یاران فصل باران شکنجه بر تن این سربداران
  • تن سروارو تبر زد،قمریا بی آشیونن قصه سد و تن رود؟!همه آدما میدونن! نگاه کردن به تعامل سد و رود به این شیوه خیلی قشنگ ه . @};-
  • تشکری بی پایان
  • درود بر شما از شما همیشه خوش خواندم.. برقرار باشید...
  • ممنونم عزیز
  • دقیقا قبل ازینکه به آخر ترونت برسم متوجه استقبالت از شاملو و اخوان شدم. کارت زیباست
  • ممنونم از دو دوست عزیز برای گذاشتن وقت گرانبهاتون
  • جناب منتظری فوق العاده بود موفق باشید @};-
  • ممنون امید جان @};-