هدایتم نکن صادق

هدایتم نکن صادق

که این راه اخرش درده

سگ ولگرد تو کوچه

پی مهتاب میگرده

هدایتم نکن صادق

سه قطره خون رو دیواره

یه زندگی بی پایان

که مرگو آرزو داره

یه تاریکخونه ی بیروح

مازوخیسمی که بی مرزه

داره گازم میگیره باز

مونوکسید کربن هرزه

هدایتم نکن صادق

خودم این راهو میشناسم

فقط منتظر جاده ام

وگر نه چاهو میشناسم

توی یه جاده افتادم

که از فکرام لبریزه

مثه لیوان سر پر که

ازش خستگی میریزه

یه اقیانوس بی آبم

یه ناخدای بی قایق

یه کافر توی راه راست

هدایتم نکن صادق…

هدایتم نکن صادق

خودم این راهو میشناسم

فقط منتظر جاده ام

وگرنه چاهو میشناسم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: